کمتر کسی می تواند ادعا کند در طول زندگی خود با مشکل و مانعی روبرو نشده است. مهم نیست با چه مشکلاتی روبرو هستید، ذهنتان همواره به دنبال راه های خلاقانه است تا آن مشکل را حل کند. در نتیجه نیازمند مهارت حل مشکلات هستید و به راستی باهوش‌تر و سریع‌تر می شوید و زودتر می توانید از قدرت تفکرتان کمک بگیرید.

زمانی که می خواهید ورزشی فیزیکی یاد بگیرید، اول حرکات پایه و بعد حرکات مشکل‌تر را یاد می گیرید. آنقدر این مهارت ها را تمرین می کنید تا وقتی بتوانید آن ها اجرا کنید و هر دفعه آن حرکات را به طور طبیعی‌تر و راحت‌تر انجام می دهید.

برای اینکه در حل مشکل مهارت لازم را کسب کنید و بتوانید راه حل مشکلات را پیدا کنید، باید فرمول یا روشی را پیدا کنید که کمک می کند با هر مشکلی که در زندگی و کار روبرو می شوید آن را به خوبی حل کنید. خوشبختانه روشی موثر برای حل مشکل و تصمیم گیری پیدا شده است که کم و بیش در هر موقعیتی می توانید از آن استفاده کنید. بیایید نگاهی به این روش بیندازیم.

 

روش 9 مرحله ای برای مقابله و حل مشکلات

 

گام اول : زمان بگذارید و مشکل را به طور واضع تعریف کنید.

در پزشکی می گویند که “تشخیص درست،  نیمی از درمان است“. بنابراین در مسیر یافتن راه حل مشکلات، ابتدا باید از خود بپرسید مشکل دقیقا چیست؟. جالب است بدانید گاهی یک مشکل می تواند همزمان ذهن چند نفر را در سازمان به خود مشغول کند، اما هر یک از آنها می توانند تعریفی متفاوت از ماهیت دقیق مشکلی که با آن مواجه هستند، داشته باشند. وظیفه شما این است، قبل از اینکه سراغ حل مشکل بروید، اول شفاف سازی کنید و همه به تعریف مشترکی از مشکل برسید.

 

گام دوم : بپرسید که آیا به راستی مشکلی هست؟

یادتان باشد که یکی از شرط های داشتن مهارت حل مشکلات، آگاهی به این موضوع است که درباره بعضی مسائل، هیچ کاری نمی توانید بکنید. آن ها مشکل نیستند، بلکه فقط واقعیت های زندگی هستند. اگر نرخ سود بالا می رود یا بازار بورس سقوط کرده است، این ها مشکل نیستند. این موضوعات حل شدنی نیستند، بلکه باید آنها را دور بزنید و با آن ها کنار بیایید.

همچنین بیشتر اوقات آنچه که به نظر مشکل یا مانع به نظر می رسد، درواقع فرصتی برای تغییر است. گاهی اوقات اصلا نیازی نیست که مشکل را حل کنید، بلکه فرصتی است تا کاری کاملا متفاوت را انجام دهید. کاری که ممکن است برای شما و کسب و کارتان بهتر باشد.

دیدگاه ما نسبت به چالش هایی که با آن روبرو می شویم بسیار مهم است. پیشنهاد می کنم مطلب نگرش چیست؟ بررسی نگرش مثبت و منفی را نیز مطالعه کنید.

 

مهارت حل مشکلات

 

گام سوم : بپرسید مشکل دیگر چیست؟

اگر می خواهید مهارت حل مشکلات را کسب کنید، باید حواستان به مشکلاتی که فقط یک تعریف دارند، باشد. هر چه مشکلی را از راه های بیشتری تعریف کنید، احتمال اینکه بهترین راه حل را پیدا کنید بیشتر می شود.

هنگامی که با سازمانی همکاری می کنیم که فروش آن کمتر از سطح دلخواه است، آن ها را مجبور می کنیم به 21 سوال پاسخ دهند که همه آن ها راه های مختلف برای تعریف مشکل است. هر بار که مشکل را تعریف می کنید، اگر به عنوان تعریف درست پذیرفته شود، به راه حلی متفاوتی منجر می شود و اغلب جهت حرکت سازمان را تغییر می دهد.

مثلا می پرسیم مشکل چیست؟ و پاسخی که می شنویم این است که “فروش ما خیلی پایین است“.

سوال بعدی این است که مشکل بعدی چیست؟ و پاسخ این است که “فروش رقیب ما خیلی بالا است“.

به تفاوت آن ها دقت کنید. اگر مشکل شما این است که فروش خیلی پایین است، شاید راه حل این است که در تبلیغات و فعالیت های منجر به فروش تغییری ایجاد کنید و آن را بهتر کنید. اگر تعریف شما از مشکل می گوید میزان فروش رقبا بالاست، شاید راه حل، بهتر کردن کیفیت محصولات، تغییر خط تولید، کاهش قیمت یا به طور کل تغییر کسب و کار است!

با پرسیدن و پاسخ دادن به مجموعه ای از این سوالات، سرانجام به تعریفی درست می رسیم. تعریفی که به راه حلی موثر منجر می شود.

 

گام چهارم : بپرسید چطور این مشکل پیش آمد؟

بگردید و علت ایجاد مشکل را پیدا کنید و مطمئن شوید دیگر این اتفاق نمی افتد. اگر در کار یا زندگی شخصی شما مشکلی چند بار پیش بیاید، شاید نشانه این است که کسب و کار شما به خوبی سازمان نیافته است. یا آن بخش خارج از نظارت شما است. یا در ساختارهای مشخص شده نقصی وجود دارد که باعث تکرار دوباره آن مشکل می شود. وظیفه شما این است که متوجه شوید چرا آن مشکل دوباره تکرار می شود تا بتوانید آن را به صورت ریشه ای برطرف کنید.

 

گام پنجم : تمام راه حل های ممکن چیست؟

در این مرحله، هرچه راه حل های احتمالی بیشتری پیدا کنید، احتمال اینکه به راه حل صحیح برسید بیشتر می شود. به نظر می رسد که بین کیفیت راه حل با تعداد راه حل هایی که در مسیر حل مشکل بررسی می شوند، رابطه مستقیم وجود داشته باشد. حواستان به مشکلاتی که برای آن ها فقط یک راه حل وجود دارد باشد.

 

مهارت حل مشکلات

 

گام ششم : بپرسید بهترین راه حل در این لحظه کدام است؟

گاهی هر راه حلی بهتر از هیچ راه حلی است! گاهی اوقات راه حلی متوسط که با قدرت اجرا شده باشد، بهتر از یک راه حل عالی است که به علت مشکلاتش یا نداشتن کسی که بتواند آن را عملی کند، اجرا نشدنی باشد.

قانونی وجود دارد که می گوید باید 80% تمام مشکلات را فورا حل کرد و فقط 20% از مشکلات را می تواند تا زمانی دیگر به تاخیر انداخت. اگر لازم است مشکلی را به تاخیر بیندازید، مهلت مشخصی برای تصمیم گیری درباره آن مشکل مشخص کنید. در نهایت در مهلت مشخص شده با توجه به اطلاعاتی که به دست آورده اید، برای حل مشکل اقدام کنید.

شما به عنوان کسی که می خواهید مهارت حل مشکلات را کسب کنید، باید بدانید قانون دیگری هم وجود دارد که می گوید هر مشکل بزرگی، در ابتدا یک مشکل کوچک بوده است و در آن زمان می شد به راحتی و با کمترین هزینه ای حلش کرد. گاهی اوقات برای رسیدن به راه حل مشکلات، بهترین راهبرد در نطفه خفه کردن است. وقتی برای شما روشن است که یک مشکل مشخص و راه حلی برای آن وجود دارد، کاری که لازم است را انجام دهید و این کار را خیلی سریع انجام دهید.

 

گام هفتم : درنگ نکنید، تصمیم بگیرید.

داشتن مهارت حل مشکلات زمانی اثر بخش است که بعد از دریافت اطلاعات و سنجیدن جوانب موضوع و تعیین راه حل های احتمالی، راه حلی را انتخاب کنید، هر راه حلی که شد و سپس درباره اقدام خود تصمیم بگیرید. همیشه بپرسید حرکت بعدی چیست؟ و الان می خواهیم چه کار کنیم؟

شاید در این مسیر مطلب چرا معمولا کارهای ما به نتیجه نمی رسند ؟! برای شما مفید باشد.

 

گام هشتم : مسئولیت ها را مشخص کنید.

دقیقا چه کسی قرار است راه حل یا بخش های مختلف راه حل را اجرا کند؟ خیلی وقت ها پیش می آید که گروهی برای یافتن راه حل مشکل دور هم جمع می شوند و درباره راه حلی به توافق می رسند. اما وقتی دو هفته بعد، همدیگر را دوباره می بینند، معلوم می شود که هیچ اتفاقی نیفتاده است.

می پرسید چرا؟ چون هیچکس را مسئول اجرای آن راه حل نکرده اند.

 

گام نهم : معیاری برای ارزیابی آن تصمیم تعیین کنید.

لازم است حتما مشخص کنید که با این تصمیم به چه نتیجه ای می خواهید برسید و چطور می خواهید آن نتیجه را ارزیابی کنید؟ چطور می خواهید متوجه شوید که راه حل اجرا شده موثر بوده است؟

استفاده از مهارت حل مشکلات زمانی باعث رهایی از چالش ها و رشد فردی ما می شود که دید روشنی از نتیجه کار داشته باشیم. هر چه دقیق‌تر بتوانید مشخص کنید که از آن راه حل به چه نتیجه ای می خواهید برسید، احتمال اینکه به آن نتیجه برسید، بیشتر می شود.

 

برگرفته از کتاب بهانه تراشی ممنوع! / برایان تریسی