وقتی در مورد مدیریت زمان خود صحبت می کنیم، لازم است به مدیریت درست انرژی خود هم توجه کنیم. گاهی آنقدر غرق استفاده بهینه از زمان خود می شویم و می خواهیم از تک تک دقایق روز خود استفاده کنیم که انرژی خود را از دست داده و از نظر جسمی و روحی خسته می شویم. افراد زیادی را دیده ام که هر روز به انجام کارهای مختلفی مشغول می شوند و ممکن است بازدهی هم داشته باشند، اما مدام در زمان های مختلف به این فکر می کنند که این کارها چه نتیجه ای برای آنها خوهد داشت؟

 

مدیریت انرژی به جای مدیریت زمان!

اگر بخواهیم دلیل این موضوع را مشخص کنیم، می توان گفت بخش مهمی از این نوع افکار و از دست دادن انگیزه، ارتباط مستقیمی با موضوع مدیریت انرژی دارد. گاهی آنقدر خود را درگیر استفاده از زمان خود می کنیم که فراموش می کنیم برای افزایش بهروری و رضایت از زندگی، لازم است روی خواسته های درونی و افزایش انرژی خود نیز مدیریت درستی داشته باشیم.

شاید فکر کنیم باید کارهای زیادی را انجام دهیم و ندانیم چطور باید این حجم از کارها را به اتمام برسانیم. واقعیت این است که مدیریت انرژی ارتباط مستقیمی با مدیریت زمان دارد و اگر به صورت مداوم برای حفظ انرژی و انگیزه خود برنامه نداشته باشیم، میزان تمرکز و بهره وری خود را به شدت کاهش خواهیم داد.

بنابراین بهتر است نسبت مشخصی بین کار و استراحت در نظر بگیریم. در این زمینه توصیه ای وجود دارد که می گوید بهتر است نسبت کار و استراحت را 52 بـه 17 دقیقه در نظر بگیریم. یعنی در ازای هر 52 دقیقه کار، 17 دقیقه استراحت داشته باشیم. این کار کمک می کند بین فعالیت خود وقفه ایجاد کنیم، دچار خستگی ناشی از کار مداوم نشویم و بتوانیم مدیریت بهتری روی انرژی و تمرکز خود داشته باشیم.

 

باید یادآور شوم که در مورد این توصیه، لازم است 2 نکته مهم را در نظر بگیرید:

1. برای اینکه نتیجه درستی بگیریم، باید 52 دقیقه زمان کار را فقط صرف کار کنیم. اتفاقی که برای اغلب ما رخ می دهد این است که روی کار خود متمرکز نمی شویم. یعنی حین کار به موارد دیگری هم توجه می کنیم. به طور مثال ممکن است در فضایی باشیم که با همکاران و اطرافیان خود صحبت کنیم و یا حین انجام کار به دفعات متعدد تلفن همراه و شبکه های اجتماعی را چک می کنیم. باید به این موضوع توجه داشته باشیم، هر موردی که ارتباطی با کاری که در حال انجام آن هستیم نداشته باشد، می تواند تمرکز ما را کاهش دهد و در نهایت باعث کاهش بهره وری و طولانی تر شدن پروسه انجام کار شود.

2. لازم است 17 دقیقه ای که برای استراحت در نظر می گیریم، فقط صرف استراحت شود. گاهی زمانی را برای استراحت در نظر می گیریم و در آن زمان به سراغ تلفن همراه خود می رویم و پیام های دریافتی را چک می کنیم. اگر شما هم چنین عادتی دارید، باید بگویم فقط فکر می کنید که در حال استراحت هستید!

واقعیت این است که مواردی مثل چک کردن تلفن همراه، مطالعه کتاب، دیدن اخبار و غیره برای مغز شما کار محسوب می شود. دلیل آن هم این است که مغزتان باید همه این اطلاعات ورودی را پردازش کند و به همان نسبت برای آنها انرژی صرف می کند. بنابراین بهتر است زمانی را که برای استراحت خود در نظر می گیرید، فقط صرف استراحت کنید. می توانید کمی چشمان خود را ببندید، نفس عمیق بکشید، کمی قدم بزنید، چند حرکت ورزشی کششی انجام دهید و به مغز و بدن خود اجازه دهید در حالت آرامش قرار بگیرد.

 

مدیریت انرژی به جای مدیریت زمان

مدیریت انرژی به جای مدیریت زمان

 

تمرکز روی مدیریت انرژی به جای مدیریت زمان، کمک می کند در دراز مدت انگیزه و اراده خود را حفظ کنید، ذهن آرام تری داشته باشید و بتوانید در مواقع لزوم تصمیم سنجیده تری بگیرید. در حقیقت مهمتر از خود بحث مدیریت زمان، مدیریت انرژی و دریافت نتیجه اثربخش در زمان مشخص است. بسیاری از اوقات به خاطر نداشتن انرژی لازم، راندمان کاری ما کاهش پیدا می کند و نمی توانیم طبق برنامه ریزی قبلی نتیجه خوبی دریافت کنیم. می توانیم برای مدیریت و افزایش انرژی از روش های مختلفی کمک بگیریم. در ادامه به 2 نوع انرژی که لازم است به آن توجه کنیم، می پردازم.

 

انرژی جسمی (فیزیکی)

بسیاری از ما به خاطر مشغله زیاد و عدم برنامه ریزی درست، می خواهیم به هر قیمتی فقط کارهای خود را به انجام برسانیم و توجهی به وضعیت جسمانی و کاهش انرژی ناشی از این بی توجهی نداریم. یکی از اشتباهات رایج افراد پرمشغله و افرادی که می خواهند پر مشغله به نظر برسند (!) این است که با انتخاب هایی که انجام می دهند، باعث کاهش بخش زیادی از انرژی و راندمان کاری خود می شوند.

مواردی مانند خواب کم یا بی کیفیت، تغذیه نامناسب، کار مداوم و استراحت نکردن، نشستن های طولانی و نداشتن فعالیت بدنی و غیره که همه این موارد می تواند سطح انرژی بدن را کاهش دهد. در نتیجه وقتی می خواهیم طبق زمانبندی قبلی کاری را انجام دهیم، انرژی و تمرکز لازم را نخواهیم داشت.
گاهی هم برای جبران یک انتخاب نادرست، انتخاب بدتری انجام می دهیم. مانند کسی که برای جبران نداشتن تغذیه درست و حتی نخوردن صبحانه، مدام از شیرینات و کربوهیدرات استفاده می کند. در نتیجه سطح قند خون فرد به سرعت افزایش پیدا می کند و احساس دریافت انرژی به او دست می دهد. اما مشکل زمانی رخ می دهد که با این انتخاب، سطح قند خون و انرژی بدن به همان سرعتی که افزایش پیدا کرده، کاهش پیدا می کند و معمولا این افراد مدام این انتخاب نادرست را تکرار می کنند.

 

انرژی ذهنی و احساسی

یکی از اتفاقات رایجی که احتمال دارد برای هر کدام از ما رخ دهد، این است که ممکن است در شرایطی قرار بگیریم که زمان لازم را برای انجام یک کار داریم و از نظر سطح انرژی جسمانی در وضعیت خوبی هستیم اما ذهنیت و حس خوبی نسبت به آن کار نداریم. در نتیجه انجام آن کار زمان زیادی از ما می گیرد و یا نتیجه خوبی از انجام آن کار نمی گیریم. واقعیت این است، با وجود اهمیت زیادی که داشتن انرژی جسمی دارد، تجربه نشان داده است که همیشه قدرت انرژی ذهنی بیشتر است.

عوامل متعددی می تواند در کاهش یا افزایش انرژی ذهنی و احساسی ما تاثیرگذار باشد. گاهی یک اتفاق ناگوار باعث ایجاد حس بد و کاهش انرژی ما می شود و گاهی هم یک اتفاق خوب و عالی می تواند سطح انرژی ما را تا حد زیادی افزایش دهد.
احتمالا تجربه چنین شرایطی را داشته اید که یک روز صبح از خواب بیدار شده اید و در ساعات ابتدایی صبح یک اتفاق بـد یا مواجه شدن با یک رفتار نامناسب، تا ساعت ها حـال شما را بـد کرده است و در مقابل دریافت یک حس خوب، تا ساعت ها باعث حـال خوب شما شده است.

طبق مثال و یادآوری بالا می توانید حدس بزنید که چک کردن و قرار گرفتن مداوم در انبوهی از خبرها و بعضا شایعات ناامیدکننده، می تواند چه تاثیر مخربی در احساسات، باورها و در نهایت در انرژی ذهنی و حسی ما داشته باشد. فرقی هم نمی کند این خبرها و احساس بد از طریق اطرافیات به ما منتقل شود یا اینکه خود را در معرض انبوهی از اطلاعات رنگ آمیزی شده شبکه های اجتماعی قرار دهیم.

موضوعی که باید به آن توجه داشته باشیم این است که بسته به شخصیت، عادت های رفتاری و شرایطی که در آن قرار داریم، ممکن است به دلایل مختلفی از نظر حسی دچار مشکل شویم. دلایلی مثل استرس زیاد، نداشتن اعتماد به نفس، داشتن باور ذهنی محدود کننده در مورد موضوع، داشتن مشکلات عاطفی و غیره که اگر برای آنها راه حلی پیدا نکنیم، شاید نتوانیم روی کار خود متمرکز شویم. پیشنهاد می کنم در وهله اول مراقب اطلاعات ورودی مغز خود باشید. ضمن اینکه بسته نوع احساسی که داریم می توان برای آن راه حلی پیدا کرد. گاهی می توان توسط یک تماس با کسانی که دوستشان داریم، باطری عاطفی خود را شارژ کرد، می توان با محبت کردن و دادن حس خوب به دیگران، احساس خوشایندی کسب کرد و گاهی هم فاصله ما تا آرامش، به اندازه دقایقی بستن چشم، فکر کردن به چیزهای خوب و نفس کشیدن آرام و عمیق است.

بنابراین لازم است که تلاش کنیم با یادگیری و تمرین، مهارت تصمیم گیری خود را بهبود ببخشیم و در مواقعی که حـس عاطفی و احساسی خوبی نداریم، آگاهانه از انجام کارها و تصمیم گیـری اجتناب کنیم و پس از اینکه وضعیت احساسی مساعدی داشتیم به انجام کارها بپردازیم تا بتوانیم روی میزان تمرکز، واقع نگری و راندمان کاری خود مدیریت درستی داشته باشیم.