اعتماد به نفس پایین یکی ار آن مواردی است که بسیاری از افراد با آن دست و پنجه نرم می کنند و بسیاری هم با آن کنار آمده اند.

اعتماد به نفس مبحث گسترده ای است که بسته به شرایط هر فرد دلایل و راه حل های متفاوتی دارد. در این مقاله به ارائه 5 راه حل عمومی برای مقابله با اعتماد به نفس پایین خواهیم پرداخت.

 

ریشه یابی علت اعتماد به نفس پایین

وقتی از نداشتن یا پایین بودن میزان اعتماد به نفس خود صحبت می کنیم، باید دقیقا مشخص کنیم که مشکل ما در چه زمینه ای است. یعنی نمی توانیم بگوییم من اصلا اعتماد به نفس ندارم یا من کلا اعتماد به نفس پایینی دارم!

اگر در یک موضوع خاص مشکل داریم، دقیقا مشخص کنیم. به طور مثال بگوییم من هنوز اعتماد به نفس سخنرانی ندارم. فقط در اینصورت می توانیم راه حلی برای آن پیدا کنیم.

پیشنهاد میکنم ابتدا مقاله اعتماد به نفس چیست؟ و چطور آن را افزایش دهیم؟ را مطالعه کنید.

 

علائم کمبود اعتماد به نفس

معمولا شخصی که دچار کمبود اعتماد به نفس است برای آنکه به چالش کشیده نشود، در مواجه با شرایطی که در آن ضعف دارد دارای علائم مشخصی است که به چند مورد اشاره می کنیم :

  • گوشه گیری و تلاش برای دیده نشدن
  • وجود اضطراب و عدم اطمینان در کلام و گفتار
  • پذیرش همه نظرات و انتقادها
  • عدم تلاش برای اظهار نظر و نمایش توانمندی ها
  • باور به ناتوانی و تردید در پذیرش مسئولیت
  • استفاده از توجیه کردن و فرار از توضیح روشن
  • و …

 

در ادامه 5 دلیل شایع و بازدارنده در افزایش اعتماد به نفس را با هم بررسی خواهیم کرد.

 

افزایش اعتماد به نفس

 

دلیل اول: روشن نکردن خواسته درونی

در قدم اول باید با خود روراست باشیم. باید مشخص کنیم خواستار افزایش اعتماد به نفس در چه زمینه ای و برای چه منظوری هستیم.

به طور مثال مشخص می کنیم می خواهم در زمینه ارتباط با دیگران اعتماد به نفس خود را افزایش دهم. بسیار خب! دلیل اینکار چیست؟ و چه سودی برای من دارد؟ خب معلوم است، اینکار می تواند باعث شود راحت تر توانایی های خود را ارائه کنم و می توانم با افراد ارزشمند زیادی ارتباط برقرار کنم.

وقتی موضوع و دلیل روشنی برای خود مشخص می کنیم، حداقل اتفاقی که رخ می دهد این است که سد ذهنی خود را می شکنیم، توجه ما به این نکته جلب می شود که اینکار به نفع ما است و قرار است یک چیزی به ما اضافه شود و باعث رشد و پیشرفتمان شود. بنابراین چون یک گام برداشته ایم، انگیزه اولیه را ایجاد کرده ایم.

 

دلیل دوم: نداشتن مهارت کافی

یک سر جاده اعتماد به نفس به مهارت منتهی می شود. وقتی ما خواستار افزایش اعتماد به نفس در یک زمینه خاص هستیم، لازم است برای ایجاد حس اطمینان درونی، مهارت لازم را در آن کار کسب کنیم. تصور کنید می خواهید اعتماد به نفس خود را برای رانندگی افزایش دهید. اگر مهارت کافی را برای تسلط و راندن خودرو کسب نکنید، نمی توانید انتظار داشته باشید نتیجه مناسبی دریافت کنید. چون دو حالت ایجاد خواهد شد.

در حالت اول بدون داشتن مهارت لازم اعتماد به نفس خود را افزایش می دهید که نتیجه همان اعتماد به نفس کاذب است و در نهایت باعث شکست می شود. در حالت دوم نیز به این خودباوری نمی رسید و نمی توانید خود را راضی به انجام این کار کنید. در نهایت مانند برخی افراد با کمبود اعتماد به نفس خود کنار می آیید و می گویید من از پس آن بر نمی آیم.

 

دلیل سوم: ایمان نداشتن به توانمندی ها

یکی از عواملی که مانند یک عامل بازدارنده عمل می کند، نداشتن خود باوری است. نداشتن باور و ایمان به خود می تواند دلایل متعددی داشته باشد و لازم است به صورت مجزا ریشه یابی شود. تصور کنید دوره خلبانی را گذرانده و مهارت لازم را کسب نموده اید. در یک شرایط اضطراری لازم می شود هدایت یک هواپیما را به عهده بگیرید. از موضوع کنترل استرس که بگذریم، اگر به مهارت و توانمندی خود باور قلبی نداشته باشید، روشن است نمی توانید اثربخش باشید.

 

دلیل چهارم: ترس از قضاوت شدن

ترس از قضاوت شدن از آن عواملی است که بسیاری با آن مواجه هستند و اگر بخواهیم زیاد به آن پر و بال بدهیم می تواند به شکل زیانباری میزان ریسک پذیری و عملگرایی ما را تحت تاثیر قرار دهد. بسیار هستند افرادی که به خاطر نظر دیگران و ترس از قضاوت دیگران، چه بسا اقدام هایی که باعث رشد خودشان می شود را انجام نمی دهند. اگر شما هم جزو این دسته از افراد هستید، یک خبر بد برایتان دارم. در نهایت تنها کسی که ضرر می کند شما هستید. چرا که بعد از آنکه فرصت خود را از دست بدهید، دیگران که از قضاوت آن ها وحشت داشتید، فرصت از دست رفته را برای شما جبران نخواهند کرد و خودتان باید با آن کنار بیایید.

پس بیش از آنکه نگران قضاوت دیگران باشید، آموزش ببینید، مهارت کسب کنید، از افراد صاحب نظر مشورت بگیرید، به خودتان ایمان داشته باشید و در نهایت اقدام کنید. در بدترین شرایط اگر به نتیجه دلخواه نرسیدید، مطمئن باشید قوی تر از قبل خواهید بود و اینبار شما هستید که رشد کرده اید.

 

دلیل پنجم: ناتوانی آموخته شده

بسیار از افراد بنا به دلایل مختلفی دچار ناتوانی آموخته شده هستند. دلایلی مانند :

  • تاثیر اطرافیان و دیدگاه منفی آنها
  • تجربه شکست و ناکامی در گذشته
  • باور به این موضوع که کنترلی روی زندگی خود ندارم.
  • و …

اگر به این موضوع باور داشته باشیم که کنترلی بر زندگی خود نداریم، حداقل تاثیری که در زندگی ما دارد این است که تلاشی برای افزایش اعتماد به نفس و بهبود وضعیت زندگی خود نمی کنیم. یا ممکن است تجربه شکست در گذشته باعث شده باشد که باور کنیم برای اینکار مناسب نیستیم.

برای رهایی از این مرداب لازم است ابتدا دلیل باور خود را ریشه یابی کنیم. یعنی اگر تجربه شکست داریم سعی کنیم با بررسی، یادگیری و مشورت گرفتن از افراد آگاه، درصد ناکامی خود را کاهش دهیم. ویا اگر اطرافیان و طرز فکر منفی آنها باعث ایجاد حس ناامیدی در ما شده است، لازم است ارتباط خود را با آن ها کمرنگ کنید یا با افراد مثبت و تاثیرگذار ارتباط قویتری برقرار کنید. بدترین حالت آن است که باور داشته باشیم کاری از ما ساخته نیست و راه حلی وجود ندارد.

 

مطلب پیشنهادی مبحث طرز فکر :

نگرش چیست؟ بررسی نگرش مثبت و منفی