اعتماد به نفس می تواند برای انسان مانند یک نیروی محرکه عمل کند و یکی از عوامل موفقیت محسوب می شود. وقتی فردی اعتماد به نفس بالایی داشته باشد راحت‌تر می تواند سراغ تجربه های جدید رفته و خود را به چالش بکشد. از طرفی گاهی اوقات ممکن است دچار اعتماد به نفس کاذب شویم یا با افرادی برخورد کنیم که به خاطر اعتماد به نفس زیاد مشکلاتی برای خود و دیگران ایجاد می کنند. اما فکر می کنید دلیل آن چیست؟

در این مقاله می خواهم به موضوع اعتماد به نفس کاذب بپردازم و آن را از جنبه های مختلف بررسی کنم. لطفا با من همراه باشید.

ابتدا پیشنهاد می کنم برای اینکه تعریف درست و مشخصی از اعتماد به نفس داشته باشید، مقاله اعتماد به نفس چیست؟ و چطور آن را افزایش دهیم؟ را مطالعه کنید.

 

 

اعتماد به نفس کاذب چیست؟

اگر بخواهیم تعریف دقیقی از واژه اعتماد به نفس داشته باشیم، اعتماد به نفس شامل مهارت کافی و خودباوری می باشد. اعتماد به نفس کاذب زمانی رخ می دهد که میزان ادعا و اعلام آمادگی ما نسبت به یک موضوع، از مهارت‌مان بیشتر باشد.

تصور کنید به تازگی وارد حوزه برنامه نویسی اندروید شده اید و هنوز ابتدای مسیر آموزش هستید. در همین حین شخصی پیشنهاد انجام یک پروژه را برای شما ارسال می کند. واضع است که به دلیل اینکه هنوز آموزش کاملی ندیده ایم و مهارت کافی برای انجام آن پروژه را نداریم، نباید پروژه را قبول کنیم. اما اعتماد به نفس زیاد ما باعث می شود کار را قبول کنیم. در نهایت می توان حدث زد که نتیجه آن چه می شود. مطمئنا با چالش های زیادی روبرو خواهیم شد و چون مهارت و تجربه کافی را نداریم، نمی توانیم حل مسئله را انجام دهیم.

اتفاقی که در مثال بالا افتاد این است که میزان باور و توقع ما بیشتر از مهارت‌مان بود.

 

اعتماد به نفس کاذب

 

اعتماد به نفس کاذب و واقعی تفاوت هایی دارد.

زمانی که تصمیم می گیریم کاری را انجام دهیم، اگر باور ذهنی و مهارت لازم را داشته باشیم، اعتماد به نفس انجام آن کار را در خود شکل می دهیم. در حالت مطلوب نیاز است علاوه بر خودباوری، مهارت انجام آن کار را داشته باشیم. بنابراین حس درونی بهتری پیدا می کنیم و نتیجه کار هم خوب می شود.

حال تصور کنید مهارت کافی وجود نداشته باشد و فقط به خود ایمان داشته باشیم. در واقع در این شرایط است که واژه تظاهر در ما شکل می گیرد. در این حالت اگر از بحث نتیجه بگذریم، ممکن است حس درونی خوبی نداشته باشیم. حتی اعتماد به نفس زیاد می تواند در شرایط مختلف باعث افزایش استرس شود. چرا که مدام تلاش می کنیم آن کار را انجام دهیم، اما با چالش هایی برمی خوریم و به دلیل نداشتن مهارت کافی، توانایی رد شدن از آنها را نداریم و حس سرخوردگی پیدا می کنیم.

از طرفی اعتماد به نفس کاذب می تواند در جنبه های مختلف زندگی ما اثراتی داشته باشد که اگر به آن توجه نکنیم می تواند نتایج آن فاجعه بار باشد. به طور مثال فردی که در روابط خود اعتماد به نفس کاذب دارد (به اصلاح عام خودشیفته است) باور دارد که دیگران راهی جز دوست داشتن وی ندارند. اما در مقابل فردی با اعتماد به نفس واقعی می گوید دیگران دوستم دارند چون مهارت ارتباط موثر با دیگران را بلد هستم. متوجه تفاوت میان این دو نگرش شدید؟

شخص اول معتقد است تحت هر شرایطی دیگران موظف هستند که با عشق و احترام با او رفتار کنند و شخص دوم می گوید چون مهارت تعامل با دیگران را بلد هستم، نتیجه خوبی می گیرم. در این مثال شخص دوم با دید حل مسئله به موضوع نگاه می کند و اگر مشکلی ایجاد شود در خود به دنبال راه حل می گردد نه دیگران!

 

اعتماد به نفس زیاد همیشه هم بد نیست!

اعتماد به نفس کاذب همیشه هم بد نیست! و در شرایطی می تواند تبدیل به عامل محرکه شود و باعث شود که اقدام کنیم. شاید این جمله را شنیده باشید که می گوید “آنقدر تظاهر کن تا واقعی شود“. گاهی لازم است در ابتدا تظاهر به قوی بودن کنیم و آنقدر در مسیر خود ثابت قدم باشیم تا مهارت لازم را کسب کنیم و اعتماد به نفس ما حالت واقعی و پایدار پیدا کند. البته نباید فراموش کنیم در استفاده از اعتماد به نفس کاذب باید به دو نکته مهم توجه شود.

 

نکته اول: اعتماد به نفس غیرواقعی کاربرد موقتی دارد.

باید حتما به این نکته توجه کنید که اعتماد به نفس زیاد می تواند مانند یک قرص مسکن عمل کند و اثر آن موقتی است. بنابراین نمی توانید به مدت طولانی از آن برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنید. چرا که با استفاده طولانی مدت از آن به طور معمول به دو مشکل برمی خورید.

مشکل اول درونی است. یعنی اگر بخواهید با تظاهر و تلقین به مدت زیاد فعالیت کنید از یک جایی به بعد حس خوبی نسبت به خودتان پیدا نخواهید کرد. چرا که تابه‌حال به خود ایمان داشته اید اما اگر نتوانید مهارت لازم را کسب کنید، ممکن است حس سرخوردگی و ناتوانی در ذهن شما ایجاد شود.

مشکل دوم نمود بیرونی دارد. یعنی اگر بخواهید به مدت طولانی بدون داشتن مهارت کافی و فقط با خودباوری کارها را پیش ببرید، از یک جایی به بعد نتایج ضعیف یا به نتیجه نرساندن کارها دردسرساز خواهد شد و می تواند اعتماد دیگران را سلب کند.

 

نکته دوم: نباید باعث زحمت دیگران شویم.

اعتماد به نفس زیاد برای زمانی مناسب است که باعث آسیب دیدن و زحمت دیگران نشود. یعنی به طور مثال اگر مقصود ما اعتماد به نفس در زمینه برنامه نویسی است، وجود اعتماد به نفس زیاد می تواند در ما انگیزه ای ایجاد کند تا پروژه های شخصی مختلفی انجام دهیم، با ایمان به خود بیشتر آموزش ببنیم و از سد چالش ها رد شویم تا به مهارت لازم دست پیدا کنیم. اما نمی توانیم با نداشتن مهارت کافی پروژه دیگران را قبول کنیم و بخواهیم در روند کار آزمون و خطا کنیم. چرا که اگر به نتیجه مطلوب نرسیم، اینکار باعث از دست رفتن زمان و اعتماد فرد مقابل خواهد شد.